//محمد غلامی

  • مناظرات۹۶:
  1. مناظره یکی از راه ها برای تضارب آرا و دیدگاه ها و نظر های افراد مختلف است که به شناخت حرف اصلح کمک می کند. مناظره دارای اصولی است که اگر رعایت نشود به مجادله، تبدیل خواهد شد و در مجادله التقاط حق و باطل بیشتر می شود و شناخت اصلح سخت و احتمالا غیر ممکن می گردد.

قریب به ۱۰ روز به دوازدهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی است و از حقوق و وظایف مردم است که با استفاده از بصیرت و تفکر، فرد اصلح را برای ریاست جمهوری ایران انتخاب کنند.

در دو هفته گذشته، دو مناظره با موضوعات اجتماعی و سیاسی-فرهنگی بین کاندیداهای این دوره ی ریاست جمهوری برگذار گردیده است و مناظره ی سوم با موضوع اقتصادی؛ در جمعه این هفته برگذار می گردد. تماشای این مناظرات و تفکر و تضارب درست آرای شش نامزد که شاید در برخی موارد تضارب افکار جریان های مختلف مشاهده شود و همچنین تحلیل و بررسی این مناظرات گام بلندی را در تشخیص فرد اصلح بر می دارد. در این شماره ی “الف” قصد داریم تحلیلی کوتاه را از افراد، جریان ها و گفتمان ها در دو مناظره ی قبل را به شما دانشجویان عزیز ارائه دهیم.

  1. در دو مناظره ی قبل کاندیدا ها سعی داشتند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به نقد یکدیگر بپردازند. نقاط پررنگ مناظرات، چالش هایی بود که اغلب یک سوی آن نمایندگان و مدافعان دولت یازدهم بودند؛ مثلاً در مناظره اول به طور مستقیم از سوی قالیباف به وعده عملی نشده ایجاد ۴.۵میلیون شغل توسط دولت اشاره شد، یا در مناظره ی دوم انتقاد های بعضاً تندی از سوی آقایان میرسلیم، رئیسی، قالیباف نسبت به دولت صورت گرفت.

نقش پررنگ دو جریان در مناظرات به چشم می خورد. جریان اول؛ جریان نقد عملکرد و سیاست های اقتصادی دولت که وعده ی افزایش رفاه دهک های کم برخوردار جامعه هم از سوی این جرایان مطرح می شود. مصادیق این جریان در مناظرات؛ آقایان رئیسی، قالیباف و میرسلیم هستند. جریان دوم؛ جریان حامی سیاست های دولت که سعی می کند با مطرح کردن مطالبات غیر اقتصادی، نظر گروه های میانی جامعه؛ جوانان و نخبگان را جلب کند. حامیان جریان دوم را می توان؛ آقایان روحانی، جهانگیری و هاشمی طبا دانست.

می توان مناظرات را با دو فاز متصور شد که در این دو فاز بعضاً دو اردوگاه که در هر کدام حامیان یکی از دو جریان فوق حضور دارند. در فاز اول هر دو اردوگاه سعی می کنند در لفافه پاسخگویی به سوالات مجری افراد اردوگاه مقابل را نقد کرده و به صورت غیر مستقیم شخص یا جریان مدنظر خود را نقد کنند. در فاز دوم مناظرات، هر دو گروه به سوال مجری بی اعتنا هستند و به صورت مستقیم و بی پرده طرف مقابلشان را به نقد می کشند. این بی اعتنایی به سوال مجری بعضاً انقدر آشکار می شود که مثلاً آقای جهانگیر در بخشی از مناظره ی دوم بدون توجه به سوال مجری، به صورت انشاوار بیانیه از قبل آماده شده را می خواند.

  1. نکته ی دیگری که در خصوص مناظرات می توان بدان توجه کرد، گفتمان های موجود در مناظرات است. بعضاً از کلید واژه های استفاده شده توسط کاندیدا ها می توان وجود این گفتمان ها را کشف کرد. در مجموع حضور چهار گفتمان؛ عدالت، آزادی، توسعه اقتصادی و پیشرفت به چشم می خورد. آنچه که مشهود است این است که می توان گفتمان آقای رئیسی را، عدالت دانست که نگاه به گروه های کم برخوردار جامعه دارد، که البته برای اجتماعی کردن نمایندگی این گفتمان نیاز به تاکید بیشتر و حضور قدرتمندانه تری دارد البته قالیباف هم با مطرح کردن کلید واژه ۴% در برابر۹۶% به نمایندگی خود در گفتمان عدالت رنگ بخشیده است او همچنین با کلید واژه هایی همچون؛ کار در برابر حرف، نوگرایی در برابر رویکرد سنتی دولت و … استعداد خود را برای نمایندگی گفتمان پیشرفت نیز نشان داده است. زوج روحانی-جهانگیری در غیاب هاشمی، بیشترین استعداد را برای نمایندگی گفتمان توسعه اقتصادی متکی به روابط خارجی دارند، همچنین این دو، با مطرح کردن کلیدواژه هایی  حضور خود را در گفتمان آزادی هم نشان دادند. میرسلیم و هاشمی طبا ظرفیت نمایندگی هیچ یک از گفتمان ها را ندارند هرچند که با درخشش میر سلیم در مناظره ی دوم می توان او را متمایل به گفتمان پیشرفت تصور کرد.
  2. نحوه ی ظهور حامیان دولت در مناظره ی دوم به صورتی بود که گویی در مقابل حامیان دولت احمدی نژاد قرار گرفته اند و در صحبت هایشان گریز های زیادی به نقص های دولت احمدی نژاد زده و بعضاً نقد های وارد به خود را با آن نقص ها توجیه می کردند . این حرکت مصاحبه ی آقای رئیسی بعد از مناظره را در پی داشت که اشاره کرد؛ خوب است صدا و سیما یک مناظره برای همیشه بین دولت فعلی و دولت قبل برگذار کند. این واکنش عدم حمایت و عدم نمایندگی رئیسی از دولت قبل را نشان می دهد. همچنین رئیسی در قسمت هایی از مناظره به طور صریح به فرا جناحی بودن خود نیز تاکید کرد. این موضوع بر خلاف جهانگیری است که در هر دو مناظره خود را نماینده اصلاح طلبان معرفی می کند.
  3. قالیباف در مناظره اول از ۳ جهت امتیاز کسب کرد؛ او محور تهاجم به زوج دولت(روحانی-جهانگیری) بود و از این بابت گام نخست و ضروری را برداشت. امتیاز دوم او حمله ی موثر به جهانگیری و روحانی بود که واکنش های منفعلانه ای از سوی مقابل را در پی داشت ، امتیاز سوم قالیباف در مناظره اول مظلومیت ناشی از رقابت نابرابر ۱نفر به ۲نفر است. اما قالیباف در مناظره دوم، نسبت به مناظره ی اول افول داشت، هرچند که باز هم در ابتدا و انتهای مناظره توانست خودش قدرتمند نشان دهد. جهانگیری در مناظره ی اول ، از طرفی خود را نماینده اصلاح طلبان نشان داد و از طرف دیگر روحانی را به حاشیه راند در حالی که قرار بود در سایه ی روحانی حرکت کند. او در مناظره دوم ضعیف عمل کرد و نمی توان هیچ نقطه قوتی از او نام برد. روحانی، در مناظره ی اول دو امتیاز منفی داشت، اول؛ شکست توسط قالیباف و دوم؛ به حاشیه رفتن توسط جهانگیری. او با بیان گفتمان آزادی در مناظره ی دوم و همچنین مظلوم نشان دادن دولتش با این سوال که”آیا این دولت هیچ کار مثبتی نکرده است؟” کمی خود را احیا کرد. رئیسی در هر دو مناظره سعی بر این داشت که خود را درگیر دوقطبی های مطرح نکند و با منش خاص خود وارد جنجال ها نشود و سعی در ارائه ی برنامه ی خود داشته باشد. اما در مناظره ی دوم گام را اندکی در نحوه انتقاد از دولت فراتر نهاد و از این نظر در مناظره دوم موفق ظاهر شد. هاشمی طبا در هر دو مناظره یکنواخت عمل کرد و از از دولت حمایت می کرد و بعضاً دولت قبل را هم مورد نقد قرار میداد ولی در کل در فضای مناظره محو گردید و درگیر موضوعات اصلی مناظره نشد. اما بدون شک پدیده ی مناظره ی دوم آقامیرسلیم بود که کار را از ملاحظات مناظره اول نسبت به دولت سیار فراتر گذاشت و مستقیم و تند به نقد دولت روحانی پرداخت.