مطالبات مردمی در سطح جامعه تعیین کننده نتایج هر انتخاباتی است و خواهد بود و جریان های سیاسی که می خواهند برنده میدان باشند باید توجه ویژه و مطلوبی به این موضوع داشته باشند. اگر جریان ها در تعیین و تبیین این موضوع دچار خطا گردند قطعا مورد اعتماد جامعه قرار نمی گیرند. آنچه که جریان دولتِ یازدهم آن را با پیام انتخابات ۹۲ مطرح می کند، تاکید بر همین موضوع است و به پشتوانه آنکه مطالبات جامعه، شعارهایی بوده است که دولت در آن زمان مطرح کرده، برنامه ها و اهداف خود را پیش می برد. اما در نظام جمهوری اسلامی آنچه که رخ می دهد انتخابات مجلس در نیمه راه دولت هاست و تجربه دولت های گذشته ثابت کرده است که معمولا دولت ها پس از روی کار آمدن با مطرح کردن شعار های خود در قالب انتخابات مجلس توانسته اند جریانی تقریبا همسو با خود را به مجلس بفرستند (مجلس ششم پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ و مجلس هشتم پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ که اکثریت مطلق مجلس همسو با دولتِ روی کار بود نمونه های این اتفاق هستند). هر چند نگاه مطلق گرایانه در این موضوع توجیه کننده اتفاقات چند روز اخیر کشور نباشد و علل دیگری نیز مطرح باشد اما اگر نگاه کلانی به انتخابات هفت اسفند بیندازیم شاید بسیاری از نتایج آن در این قالب قابل تحلیل و ارزیابی باشد

در اکثریت قریب به اتفاق دوره های گذشته انتخابات مجلس، انتخابات در تهران ویترین انتخابات کشور بوده و به نسبت آرا کسب شده در این حوزه انتخابیه کرسی های مجلس توسط احزاب و جریانات سیاسی مختلف تصاحب می شده است ، اما نکته قابل توجه در این دوره از انتخابات، تفاوت کامل در این موضوع است. تصاحب سی کرسی پایتخت توسط اصلاح طلبان و غلبه جریانی اصولگرایان در مجلس دهم در شهرستان ها نشان دهنده آن است که نه تنها موضوع فوق دیگر صادق نیست بلکه نوع مطالبات در سطح پایتخت متفاوت از نوع مطالبات در سطح کشور است که برخی تحلیلگران آن را حاصل تفاوت نگاه فرهنگی موجود در تهران و زندگی شبه مدرن در آن می دانند و برخی نیز آن را بر اساس افکار جناحی و سیاسی خود معیار توسعه یافتگی، ولی آنچه که مشهود است تفاوت نوع مطالبات مردم پایتخت است، این در حالی است که در زمانی که کشور نیازمند برنامه های اقتصادی است و جریانی با اختصاص ده نفر از لیست پیشنهادی خود به عنوان اقتصاد دان در کلانشهر کشور که مطالبات آن رفاه و معیشت است نمی تواند هیچکدام از کرسی های مجلس را بدست آورد .

آنچه که انتخابات مجلس دهم را متمایز می کند شکست جریان حامی دولت در سطح کشور علی رغم پیروزی در پایتخت است. شاید شکسته شدن روی کار آمدن مجلس همسو با دولت به علت عدم عمل به وعده های داده شده در انتخابات گذشته باشد و آنچه که مشهود است دولت نتوانسته است مطالبات عمومی کشور را به طور کامل پاسخ دهد، هر چند تحلیل این موضوع را باید پس از شکل گیری  مجلس دهم و فراکسیون های مرتبط با آن دانست تا بتوان به راحتی در این باره که آیا قاطبه مجلس با دولت همسو نیست اظهار نظر کرد اما آنچه که مشهود است مردم، جریان رقیب دولت را برای تصاحب اکثریت نسبی کرسی های مجلس پسندیدند. حال باید دید دولت چه نقشی در تشکیل فراکسیون های مجلس خواهد داشت ؟

آنچه که در این انتخابات قابل توجه است نقش افراد شاخص جریان های سیاسی است، برای مثال در پایتخت رقابت لیست ها به مثابه رقابت افراد شاخص جریان های مختلف بود، به طوری که غلامعلی حداد عادل که در سه دوره گذشته بالاترین رای را در تهران داشت با کسب رتبه ۳۱ از ورود به مجلس بازماند و سر لیست جناح مقابل دکتر عارف با کسب بیشترین آرا به مجلس راه یافت و یا کاهش رای علی لاریجانی در حوزه انتخابیه قم که در دوره های گذشته اکثریت آرا را کسب کرده بود و تنزل رتبه به جایگاه دوم قابل توجه است که باعث گردیده گمانه زنی هایی درباره عدم کاندیداتوری وی در دور آینده مجلس از این حوزه انتخابیه گردد.

آنچه که جالب توجه است گمانه زنی های ریاست مجلس دهم است، با توجه به اینکه اصلاح طلبان پیروزی بزرگی در تهران بدست آوردند امیدوار به ریاست سر لیست خود یعنی دکتر عارف هستند که با توجه به اینکه در سطح کشور نتیجه خوبی را بدست نیاورده اند دور از انتظار باشد اما آنچه احتمال آن زیاد است ریاست دوباره علی لاریجانی بر مجلس دهم است که با توجه چینش لیست ها و حضور افراد حامی ایشان در لیست اصلاحات و هم به علت کسب اکثریت آرا توسط اصولگریان دور از ذهن نیست.

اما شاید نکته مهمی که در این انتخابات اتفاق افتاده است مشارکت افراد از تمامی طیف ها و جریانات سیاسی در کشور و کسب پیروزی هایی توسط جناحی که نظام را متهم به تقلب در انتخابات میکرد ،و تلاش این جناح برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور است ، به عبارت بهتر اعتراف عملی به اشتباه و گناه بزرگی که مرتکب شده اند ، اما باید منتظر ماند و دید که در آینده و انتخبات ریاست جمهوری بعدی چه خواهد شد ، آنچه که مشهود است حامیان دولت و اصلاح طلبی با توجه به اجماع حداکثری این بار بر خلاف انتخبات ۹۲ نتوانستند علی رغم شکست جناح رقیب در تهران ، به پیروزی دست یابند و  آنچه که به طور بارز مشهود است تحقق بیانات رهبر انقلاب است که حتی کسانی که نظام را قبول ندارند در انتخابات شرکت کنند.